غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
586
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بدار السلطنة هراة آورد و همدان اوقات خاقان سعيد ايالت خوارزم و توابع را به آن امير عدالت انتما تفويض فرمود تا آخر ايام حيات شاهرخى آن مملكت در تصرف او و پسرش سلطان ابراهيم بود . ذكر بعضى حالات ميرزا رستم و ميرزا اسكندر و پيوستن ميرزا خليل سلطان بجوار مغفرت مالك الملك اكبر در آن اوان كه ميرزا اسكندر از ضبط مملكت فارس فراغت يافت فروغ همت بلند نهمتش بر انديشه تسخير ولايات عراق عجم تافت و امير عبد الصمد و امير صديق را بجانب اصفهان روان ساخت و ايشان بوزرنه رفته قلعه آن را مضبوط گردانيدند و ميرزا رستم به ظاهر آنحصار شتافته بمحاصره مشغول شد و ميرزا اسكندر از اينمعنى خبر يافته امير تولك و امير يوسف خليل را با طايفه از لشگريان بمدد محصوران روان فرمود و ميرزا رستم توجه شيرازيان را دانسته عنان باستقبال ايشان تافت آنجماعت چون قوت مقاومت نداشتند پناه بقلعهء دستجرد بردند و در آن اثناء ميرزا بايقرا كه عازم شيراز بود بعراق رسيده ميرزا رستم او را با خود متفق گردانيد و هردو برادر بموافقت يكديگر در گرد دستجرد نشستند ناگاه خبر متواتر شد كه ميرزا اسكندر بقصر زرد رسيده و ميرزا رستم عنان بجانب اصفهان انعطاف داده ميرزا اسكندر از عقب او نهضت نمود و در سه فرسخى شهر تلاقى آن دو پادشاه بهرام قهر اتفاق افتاده بعد از ستيز و آويز ميرزا رستم روى گريز باصفهان آورد و ميرزا اسكندر در منزل آتشگاه خيمه و خرگاه برافراشته ميرزا رستم از ميرزا - خليل سلطان كه در آن اوان برى آمده بود استمداد نمود و آن جناب متوجه اصفهان شده هرچند قاصدان نزد ميرزا اسكندر فرستاده از وى التماس كرد كه با وى مصالحه نمايد به جائى نرسيد لاجرم از وى نوميد گشته ناگهان باصفهان درآمد و در آن اوقات ميان شيرازيان و اصفهانيان محاربات قوى روى نمود و در اصفهان قحط و غلا درجهء قصوى يافته ميرزا رستم شهر باز گذاشته علم عزيمت بصوب اردوى قرا يوسف برافراشت و ميرزا خليل سلطان چند روزى بعد از ميرزا رستم محصور بوده در آن اثنا طايفهء از لشگر كرد و شول بىاجازت ميرزا اسكندر بصوب شيراز در اهتزاز آمدند و جناب اسكندرى نيز ترك محاصره داده بديار خويش بازگشت و در اصفهان بلاء جوع و عسرت بمرتبه رسيد كه ميرزا خليل سلطان از محافظت آنشهر سير آمده مراجعت فرمود اما ميرزا رستم چون بنواحى تبريز منزل گزيد امير قرا يوسف قرب ده فرسخ آن جناب را استقبال كرده طويهاى پادشاهانه داده آنچه وظايف مروت و انسانى بود بتقديم رسانيد و ميرزا رستم نيز پيشكشهاى لايق كشيد و آن دو پادشاه در خلوت با هم صحبتها داشته در باب انتظام امور